دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۱ - تأمل در سرمایهٔ بدخویی: رشک، سپردن سپاه به دشمن و نبود خرد (گفتار اندر داستان فرود سیاوش)

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 182

جهانجوی چون شد سرافراز و گرد
سپه را بدشمن نشاید سپرد
سرشک اندر آید بمژگان ز رشک
سرشکی که درمان نداند پزشک
کسی کز نژاد بزرگان بود
به بیشی بماند سترگ آن بود
چو بی کام دل بنده باید بدن
بکام کسی داستانها زدن
سپهبد چو خواند ورا دوستدار
نباشد خرد با دلش سازگار
گرش زآرزو بازدارد سپهر
همان آفرینش نخواند بمهر
ورا هیچ خوبی نخواهد به دل
شود آرزوهای او دلگسل
و دیگر کش از بن نباشد خرد
خردمندش از مردمان نشمرد
چو این داستان سربسر بشنوی
ببینی سر مایه بدخوی

تعبیر و پیام شعر:

از بخش گفتار اندر داستان فرود سیاوش شاهنامه فردوسی.