بخش ۳۹ - فرارسیدن هنگام کیخسرو، زاری مهتران و سخن زال در کردارهای رستم و بیهمتایی او (جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 331
بیابان و تاریکی و دیو و شیر
همان جادوی و اژدهای دلیر
بدان رنج و تیمار ببرید راه
به مازندران شد به نزدیک شاه
بدرید پهلوی دیو سپید
جگرگاه پولاد غندی و بید
سر سنجه را ناگه از تن بکند
خروشش برآمد به ابر بلند
چو سهراب فرزند کاندر جهان
کسی را نبود از کهان و مهان
بکشت از پی کین کاووس شاه
ز دردش بگرید همی سال و ماه
وز آن پس کجا رزم کاموس کرد
به مردی به ابر اندر آورد گرد
ز کردار او چند رانم سخن
که هم داستانها نیاید به بن
اگر شاه سیر آمد از تاج و گاه
چه ماند بدین شیردل نیک خواه
چنین داد پاسخ که کردار اوی
به نزدیک ما رنج و تیمار اوی
که داند مگر کردگار سپهر
نماینده کام و آرام و مهر
سخنهای او نیست اندر نهفت
نداند کس او را به آفاق جفت
تعبیر و پیام شعر:
از بخش جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب شاهنامه فردوسی.