بخش ۴۱ - سخن گودرز از رنج هفتسالهٔ گیو، منشور قم و اصفهان و فرمان شاه به اطاعت ایرانیان (جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 333
به ایران رسید آنچه بد شاه دید
که تیمار او گیو چندی کشید
جهاندار سیر آمد از تاج و گاه
هم او چشم دارد به نیکی ز شاه
چنین داد پاسخ که بیش است از این
که بر گیو بادا هزار آفرین
خداوند گیتی ورا یار باد
دل بدسگالانش پرخار باد
کم و بیش ما پاک بر دست تست
که روشن روان بادی و تن درست
بفرمود عهد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جای مهان
نویسد ز مشک و ز عنبر دبیر
یکی نامه از پادشا بر حریر
یکی مهر زرین بر او برنهاد
بر آن نامه شاه آفرین کرد یاد
که یزدان ز گودرز خشنود باد
دل بدسگالانش پر دود باد
به ایرانیان گفت گیو دلیر
مبادا که آید ز کردار سیر
بدانید کو یادگار من است
به نزد شما زینهار من است
مر او را همه پاک فرمان برید
ز گفتار گودرز بر مگذرید
ز گودرزیان هرکه بد پیش رو
یکی آفرینی بگسترد نو
تعبیر و پیام شعر:
از بخش جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب شاهنامه فردوسی.