بخش ۳۲ - رسیدن اسکندر به شارستان مغرب، آگاهی از آب حیوان و گزینش ده هزار بارگی چهارساله (پادشاهی اسکندر)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 501
پس چشمه در تیره گردد جهان
شود آشکارای گیتی نهان
وزان جای تاریک چندان سخن
شنیدم که هرگز نیاید به بن
خرد یافته مرد یزدان پرست
بدو در یکی چشمه گوید که هست
گشاده سخن مرد با رای و کام
همی آب حیوانش خواند به نام
چنین گفت روشن دل پر خرد
که هرک آب حیوان خورد کی مرد
ز فردوس دارد بران چشمه راه
بشوید برآن تن بریزد گناه
بپرسید پس شه که تاریک جای
بدو اندرون چون رود چارپای
چنین پاسخ آورد یزدان پرست
کزان راه بر کره باید نشست
به چوپان بفرمود کاسپ یله
سراسر به لشکرگه آرد گله
گزین کرد زو بارگی ده هزار
همه چار سال از در کارزار
تعبیر و پیام شعر:
از بخش پادشاهی اسکندر شاهنامه فردوسی.