بخش ۱۳ - شکار هشتم بهرام: دوختن گور نر و ماده به یک تیر و آفرین لشکر (پادشاهی بهرام گور)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 611
همی پوست کند این ازآن آن ازین
ز خونشان شده لعل روی زمین
همی بود بهرام تا گور نر
به مستی جدا شد یک از یک دگر
چو پیروز شد نره گور دلیر
یکی ماده را اندر آورد زیر
به زه داشت بهرام جنگی کمان
بخندید چون گور شد شادمان
بزد تیر بر پشت آن گور نر
گذر کرد بر گور پیکان و پر
نر و ماده را هر دو بر هم بدوخت
دل لشکر از زخم او بر فروخت
ز لشکر هرانکس که آن زخم دید
بران شهریار آفرین گسترید
که چشم بد از فر تو دور باد
همه روزگاران تو سور باد
به مردی تواندر زمانه نوی
که هم شاه و هم خسرو و هم گوی
تعبیر و پیام شعر:
از بخش پادشاهی بهرام گور شاهنامه فردوسی.