دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۱ - پادشاهی یزدگرد هجده سال بود (پادشاهی یزدگرد هجده سال بود)

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 645

خرد بر سر دانش افسر بود
به جای کسی گر تو نیکی کنی
مزن بر سرش تا دلش نشکنی
چو نیکی کنش باشی و بردبار
نباشی به چشم خردمند خوار
اگر بخت پیروز یاری دهد
مرا بر جهان کامگاری دهد
یکی دفتری سازم از راستی
که بندد در کژی و کاستی
همی داشت یک چند گیتی به داد
زمانه بدو شاد و او نیز شاد
به هر سو فرستاد بی مر سپاه
همی داشت گیتی ز دشمن نگاه
ده و هشت بگذشت سال از برش
به پاییز چون تیره گشت افسرش
بزرگان و دانندگان را بخواند
بر تخت زرین به زانو نشاند
چنین گفت کین چرخ ناپایدار
نه پرورده داند نه پرودگار
به تاج گرانمایگان ننگرد
شکاری که یابد همی بشکرد
کنون روز من بر سر آید همی
به نیرو شکست اندر آید همی
سپردم به هرمز کلاه و نگین
همه لشکر و گنج ایران زمین
همه گوش دارید و فرمان کنید
ز پیمان او رامش جان کنید
اگر چند پیروز با فر و یال
ز هرمز فزونست چندی به سال
ز هرمز همی بینم آهستگی
خردمندی و داد و شایستگی
بگفت این و یک هفته زان پس بزیست
برفت و بر او تخت چندی گریست
اگر صد بمانی و گر بیست وپنج
ببایدت رفتن ز جای سپنج
هر آن چیز کآید همی در شمار
سزد گر نخوانی ورا پایدار

تعبیر و پیام شعر:

از بخش پادشاهی یزدگرد هجده سال بود شاهنامه فردوسی.