دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۷ - فرستادگان هند و چین و آغاز سفر شاه (پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود)

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی — شاهنامه شماره 657

برین نیز بگذشت چندی سپهر
همی رفت با شاه ایران به مهر
خردمند کسری چنان کرد رای
کزان مرز لختی بجنبد ز جای
بگردد یکی گرد خرم جهان
گشاده کند رازهای نهان
بزد کوس وز جای لشکر براند
همی ماه و خورشید زو خیره ماند
ز بس پیکر و لشکر و سیم و زر
کمرهای زرین و زرین سپر
تو گفتی بکان اندرون زر نماند
همان در خوشاب و گوهر نماند
تن آسان بسوی خراسان کشید
سپه را به آیین ساسان کشید
به هر بوم آباد کو بربگذشت
سراپرده و خیمه ها زد به دشت
چو برخاستی ناله کرنای
منادیگری پیش کردی به پای
که ای زیردستان شاه جهان
که دارد گزندی ز ما در نهان
مخسبید ناایمن از شهریار
مدارید ز اندیشه دل نابکار
ازین گونه لشکر بگرگان کشید
همی تاج و تخت بزرگان کشید
چنان دان که کمی نباشد ز داد
هنر باید از شاه و رای و نژاد

تعبیر و پیام شعر:

از بخش پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود شاهنامه فردوسی.