غزل شمارهٔ ۲۴۹
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 249
دل بر ما شده ست دلبر ما
گل ما بی حدست و شکر ما
ما همیشه میان گلشکر یم
زان دل ما قوی ست در بر ما
زهره دارد حوادث طبعی
که بگردد به گرد لشکر ما
ما به پر می پریم سوی فلک
زانک عرشی ست اصل جوهر ما
ساکنان فلک بخور کنند
از صفات خوش معنبر ما
همه نسرین و ارغوان و گل است
بر زمین شاهراه کشور ما
نه بخندد نه بشکفد عالم
بی نسیم دم منور ما
ذره های هوا پذیرد روح
از دم عشق روح پرور ما
گوش ها گشته اند محرم غیب
از زبان و دل سخنور ما
شمس تبریز ابرسوز شده ست
سایه اش کم مباد از سر ما