دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۱

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 421

ساقیا این می از انگور کدامین پشته ست
که دل و جان حریفان ز خمار آغشته ست
خم پیشین بگشا و سر این خم بربند
که چو زهرست نشاط همگان را کشته ست
بند این جام جفا جام وفا را برگیر
تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته ست
درده آن باده اول که مبارک باده ست
مگسل آن رشته اول که مبارک رشته ست
صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست
تا چه عشق ست که اندر دل ما بسرشته ست
بر در خانه دل این لگد سخت مزن
هان که ویران شود این خانه دل یک خشته ست
باده ای ده که بدان باده بلا واگردد
مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته ست
تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم
پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته ست