غزل شمارهٔ ۵۱۱
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 511
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو می ای خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و منم ماهی اش
غیرت تو ساخت مرا شست شست
مرهم تو طالب مجروح هاست
نیست غم ار شست توام خست خست
ای که تو نزدیک تر از دم به من
دم نزنم پیش تو جز پست پست
گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود
از دم یعقوب کرم رست رست
مست همه گرد در این شهر ما
دزد و عسس را شه ما بست بست