غزل شمارهٔ ۶۹۵
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 695
این قافله بار ما ندارد
از آتش یار ما ندارد
هر چند درخت های سبز ند
بویی ز بهار ما ندارد
جان تو چو گلشن است لیکن
دلخسته به خار ما ندارد
بحر ی ست دل تو در حقایق
کاو جوش کنار ما ندارد
هر چند که کوه برقرار است
والله که قرار ما ندارد
جانی که به هر صبوح مست است
بویی ز خمار ما ندارد
آن مطرب آسمان که زهره است
هم طاقت کار ما ندارد
از شیر خدای پرس ما را
هر شیر قفار ما ندارد
منمای تو نقد شمس تبریز
آن را که عیار ما ندارد