دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۷۳۷

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 737

نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
گریه های جمله عالم در وصالش خنده شد
یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود
حسن های جمله عالم حسن او را بنده شد
جمله آب زندگانی زیر تختش می رود
هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
یک شبی خورشید پایه تخت او را بوسه داد
لاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
زندگی عاشقانش جمله در افکندگی ست
خاک طامع بهر این در زیر پا افکنده شد
آهوان را بوی مشک از طره اش بر ناف زد
تا مشام شیر صید مرج ها غرنده شد
بال و پر وهم عاشق ز آتش دل چون بسوخت
همچو خورشید و قمر بی بال و پر پرنده شد
ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت
برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد