دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۸۱۸

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 818

ساقیان سرمست در کار آمدند
مستیان در کوی خمار آمدند
حلقه حلقه عاشقان و بی دلان
بر امید بوی دلدار آمدند
بلبلان مست و مستان الست
بر امید گل به گلزار آمدند
هین که مخموران در این دم جوق جوق
بر در ساقی به زنهار آمدند
یک ندا آمد عجب از کوی دل
بی دل و بی پا به یک بار آمدند
از خوشی بوی او در کوی او
بیخود و بی کفش و دستار آمدند
بی محابا ده تو ای ساقی مدام
هین که جان ها مست اسرار آمدند
عارفان از خویش بی خویش آمدند
زاهدان در کار هشیار آمدند
ساقیا تو جمله را یک رنگ کن
باده ده گر یار و اغیار آمدند