دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۸۵۷

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 857

گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
کاری که بی تو گیرم والله که زار ماند
گر خمر خلد نوشم با جام های زرین
جمله صداع گردد جمله خمار ماند
در کارگاه عشقت بی تو هر آنچ بافم
والله نه پود ماند والله نه تار ماند
تو جوی بی کرانی پیشت جهان چو پولی
حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی
با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل هایی
تا فصل ها بسوزد جمله بهار ماند