غزل شمارهٔ ۱۱۱۸
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 1118
میر شکار من که مرا کرده ای شکار
بی تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
دلدار من توی سر بازار من توی
این جمله جور بر من مسکین روا مدار
ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق
من در جهان فکنده که ای یار یار یار
درده از آن شراب که اول بداده ای
زان چشم های مست تو بشکن مرا خمار
از آسمان فرست شرابی کز آن شراب
اندر زمین نماند یک عقل هوشیار
روزی هزار کار برآری به یک نظر
آخر یکی نظر کن و این کار را برآر