غزل شمارهٔ ۱۲۹۱
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 1291
توبه من درست نیست خموش
من بی توبه را به کس مفروش
بنده عیب ناک را بمران
رحمت خویش را از او بمپوش
تو سمیع ضمیر و فکری و ما
لب ببسته همی زنیم خروش
هر غم و شادی یی که صورت بست
پیش تصویر توست خدمت کوش
نقش تسلیم گشته پیش قلم
گه پلنگش کنی و گاهی موش
می نماید فسرده هر چیزم
همچو دیگ ند هر یکی در جوش
می زند نعره های پنهانی
ذره ذره چو مرغ مرزنگوش
وقت آمد که بشنوید اسرار
می گشاید خدا شما را گوش
وقت آمد که سبزپوشان نیز
در رسند از رواق ازرق پوش