دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 1843

دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
همچو کسان بی گنه روی به آسمان مکن
رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی
بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن
باده خاص خورده ای جام خلاص خورده ای
بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
چون سر عشق نیستت عقل مبر  ز عاشقان
چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن
چون سر صید نیستت دام منه میان ره
چونک گلی نمی دهی جلوه گلستان مکن
غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش
نیست چنان کسی که او حکم کند چنان مکن
خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی
گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن
خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود
خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن
بند برید جوی دل آب سخن روا نشد
مشعله های جان نگر مشغله زبان مکن