دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۴۸

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 1948

بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
آیت إنا بنیناها
و إنا موسعون
کی شنود این بانگ را
بی گوش ظاهر دم به دم
تایبون العابدون الحامدون السایحون
نردبان حاصل کنید از
ذی المعارج بر روید
تعرج الروح إلیه و الملایک أجمعون
کی تراشد نردبان چرخ
نجار خیال
ساخت معراجش ید کل إلینا راجعون
تا تراشیده نگردی تو
به تیشه صبر و شکر
لا یلقیها فرو می خوان و إلا الصابرون
بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شو
چون گره مستیز با تیشه
که نحن الغالبون
پایه ای چند ار برآیی
باشی أصحاب الیمین
ور رسی بر بام خود السابقون السابقون
گر ز صوفی خانه گردونی
ای صوفی برآ
و اندرآ اندر صف إنا لنحن الصافون
ور فقیری کوس تم
الفقر فهو الله بزن
ور فقیهی پاک باش از إنهم لا یفقهون
گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود
پس تو چون نون و قلم
پیوند با ما یسطرون
چشم شوخ سوف یبصر
باش پیش از یبصرون
چو مداهن نرم سازی چیست پیش یدهنون
چون درخت سدره بیخ آور
شو از لا ریب فیه
تا نلرزد شاخ و برگت از دم ریب المنون
بنگر آن باغ سیه گشته
ز طاف طایف
مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون