غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2045
تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
دل را مپوش پرده دل را تو دل مکن
پاکان به گرد در به تماشا نشسته اند
دل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن
دل نعره می زند که بکش خویش را ز عشق
ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
مس را که زر کنند یکی علم دیگر است
زین ها که می کنی نشود زر بهل مکن
دوری بگشت این تن کز دل بگشته ای
سی سال دور باشد سی را چهل مکن
چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد
این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
هنگامه هاست در ره هر جا مه ای است رو
بی گاه گشت روز تو خود مشتغل مکن