دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۷

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2057

یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
در پی سرو روان چشمه و گلزار بین
برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش
پیشکشی کن قماش رونق تجار بین
جمله ی تجار ما اهل دل و انبیا
همره این کاروان خالق غفار بین
آمد محمود باز بر در حجره ایاز
عشق گزین عشق باز دولت بسیار بین
خاک ایازم که او هست چو من عشق خو
عشق شود عشق جو دلبر عیار بین
سنت نیکوست این چارق با پوستین
قبله کنش بهر شکر باقی از ایثار بین
ساعت رنج و بلا چارق بین می شوی
بی مرضی خویش را خسته و بیمار بین
چارق ما نطفه دان خون رحم پوستین
گوهر عقل و بصر از شه بیدار بین
گوهر پیشین بنه تا کندت میر ده
کهنه ده و نو ستان دانه ده انبار بین
تا نگری در زمین هیچ نبینی فلک
یک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین
این سخن در نثار هم به سخن ده سپار
پس تو ز هر جزو خویش نکته و گفتار بین