غزل شمارهٔ ۲۱۹۳
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2193
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو می پوش
می بند نقاب توی بر تو
در روزن سینه ها بتابید
خورشید ز مطلع ترازو
اندر عدم و وجود افکند
صد غلغله عشق که تعالوا
ای قند دو لعل تو خردسوز
وی تیر دو چشم تو جگرجو
سی بیت دگر بخواست گفتن
مستیش کشید گوش از آن سو
سی بیت فروختم به یک بیت
بیتی که گشاده شد در آن کو