دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۹

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2599

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
وز روی تو در عالم هر روی به دیواری
هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی
هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری
این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند
این طرفه که از یک گل در هر قدمی خاری
هر شاخ همی گوید من مست شدم دستی
هر عقل همی گوید من خیره شدم باری
گل از سر مشتاقی بدریده گریبانی
عشق از سر بی خویشی انداخته دستاری
از عقل گروهی مست بی عقل گروهی مست
جز عاقل و لایعقل قومی دگرند آری
ماییم چو کوه طور مست از قدح موسی
بی زحمت فرعونی بی غصه اغیاری
ماییم چو می جوشان در خم خراباتی
گرچه سر خم بسته است از کهگل پنداری
از جوشش می کهگل شد بر سر خم رقصان
والله که از این خوشتر نبود به جهان کاری