غزل شمارهٔ ۲۷۰۲
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2702
مگیر ای ساقی از مستان کرانی
که کم یابی گرانی بی گرانی
بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن
که به از سرو نبود سایه بانی
چو نور از ناودان چشم ریزد
یقین بی بام نبود ناودانی
عجب آن بام بالای چه خانه ست
مبارک جا مبارک خاندانی
که را بود این گمان که بازیابیم
نشانی زین چنین فتنه نشانی
دلی که چون شفق غرقاب خون بود
پر از خورشید شد چون آسمانی
ز حرص این شکم پهلو تهی کن
که تا پهلو زنی با پهلوانی
عجب ننگت نمی آید برادر
ز جانی کو بود محتاج نانی
که آب زندگانی گفت ما را
که جز دکان نان داری دکانی