دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۶۰

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2960

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی
جویای هر چه هستی می دانک عین آنی
خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد
آن به که رقص آری دامن همی کشانی
روزی کنار گیری ای ذره آفتابی
سر بر برش نهاده این نکته را بدانی
پیش آردت شرابی کای ذره درکش این را
خوردی و محو گشتی در آفتاب جانی
شد ذره آفتابی از خوردن شرابی
در دولت تجلی از طعن لن ترانی
ما میوه های خامیم در تاب آفتابت
رقصی کنیم رقصی زیرا تو می پزانی
احسنت ای پزیدن شاباش ای مزیدن
از آفتاب جانی کو را نبود ثانی
مخدوم شمس دینم شاهنشهی ز تبریز
تسلیم توست جان ها ای جان و دل تو دانی