غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 3002
شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته ای
پرنور کن تو خیمه و خرگه چه شسته ای
آگاه نیستند مگر این فسردگان
از آتش تو ای بت آگه چه شسته ای
آتش خوران ره به سر کوی منتظر
با مردمان زیرک ابله چه شسته ای
دل شیر بیشه ست ولیکن سرش توی
دل لشکر حقست و توی شه چه شسته ای
ای جان تیزگوش تو بشنو هم از درون
هم ره به توست بر سر هر ره چه شسته ای
هین کز فراخنای دلت تا به عرش رفت
هیهای وصل و خنده و قهقه چه شسته ای
دی بامداد دامن جانم گرفت دل
کان جان و دل رسید تو آوه چه شسته ای
دولاب دولتست ز تبریز شمس دین
درزن تو دست ها و در این ره چه شسته ای