غزل شمارهٔ ۳۰۱۴
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 3014
رو که به مهمان تو می نروم ای اخی
بست مرا از طعام دود دل مطبخی
رزق جهان می دهد خویش نهان می کند
گاه وصال او بخیل در زر و مال او سخی
مال و زرش کم ستان جان بده از بهر جان
مذهب سردان مگیر یخ چه کند جز یخی
قسمت آن باردان مایده و نان گرم
قسمت این عاشقان مملکت و فرخی
قسمت قسام بین هیچ مگو و مچخ
کار بتر می شود گر تو در این می چخی
جنتی ای دل فروز دوزخی ای خوش بسوز
چند میان جهان مانده در برزخی
سوی بتان کم نگر تا نشوی کوردل
کور شود از نظر چشم سگ مسلخی
زلف بتان سلسله ست جانب دوزخ کشد
ظاهر او چون بهشت باطن او دوزخی
لیک عنایات حق هست طبق بر طبق
کو برهاند ز دام گرچه اسیر فخی
جانب تبریز رو از جهت شمس دین
چند در این تیرگی همچو خسان می زخی