دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۲

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 3162

ای که مستک شدی و می گویی
تو غریبی و یا از این کویی
مست و بی خویش می روی چپ و راست
بی چپ و راست را همی جویی
نی چپست و نه راست در جانست
آن که جان خسته از پی اویی
ز آن شکر روی اگر بگردانی
اگر نباتی بدانک بدخویی
ور تو دیوی و رو بدو آری
الله الله چه خوب مه رویی
دلم از جا رود چو گویم او
می برد جان و دل زهی اویی
هین ز خوهای او یکی بشنو
گاه شیری کند گه آهویی
در ره او نماند پای مرا
زانوام را نماند زانویی
جز به چوگان او مغلطان سر
گر به میدان او یکی گویی
هین خمش کن  در این حدیث  مپیچ
آسمان وار اگر یکی تویی