دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۱ شماره 5338

جواب گفتن هدهد طعنه زاغ را
گفت ای شه بر من عور گدای
قول دشمن مشنو از بهر خدای
گر به بطلانست دعوی کردنم
من نهادم سر ببر این گردنم
زاغ کو حکم قضا را منکرست
گر هزاران عقل دارد کافرست
در تو تا کافی بود از کافران
جای گند و شهوتی چون کاف ران
من ببینم دام را اندر هوا
گر نپوشد چشم عقلم را قضا
چون قضا آید شود دانش بخواب
مه سیه گردد بگیرد آفتاب
از قضا این تعبیه کی نادرست
از قضا دان کو قضا را منکرست