دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۲ شماره 5494

گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می کن
سوی مکه شیخ امت بایزید
از برای حج و عمره می دوید
او به هر شهری که رفتی از نخست
مر عزیزان را بکردی بازجست
گرد می گشتی که اندر شهر کیست
کو بر ارکان بصیرت متکیست
گفت حق اندر سفر هر جا روی
باید اول طالب مردی شوی
قصد گنجی کن که این سود و زیان
در تبع آید تو آن را فرع دان
هر که کارد قصد گندم باشدش
کاه خود اندر تبع می آیدش
که بکاری بر نیاید گندمی
مردمی جو مردمی جو مردمی
قصد کعبه کن چو وقت حج بود
چونک رفتی مکه هم دیده شود
قصد در معراج دید دوست بود
درتبع عرش و ملایک هم نمود