بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۲ شماره 5526
بیان آنک در هر نفسی فتنه مسجد ضرار هست
چون پدید آمد که آن مسجد نبود
خانه حیلت بد و دام جهود
پس نبی فرمود کان را بر کنند
مطرحه خاشاک و خاکستر کنند
صاحب مسجد چو مسجد قلب بود
دانه ها بر دام ریزی نیست جود
گوشت اندر شست تو ماهی رباست
آنچنان لقمه نه بخشش نه سخاست
مسجد اهل قبا کان بد جماد
آنچ کفو او نبد راهش نداد
در جمادات این چنین حیفی نرفت
زد در آن ناکفو امیر داد نفت
پس حقایق را که اصل اصلهاست
دان که آنجا فرقها و فصلهاست
نه حیاتش چون حیات او بود
نه مماتش چون ممات او بود
گور او هرگز چو گور او مدان
خود چه گویم حال فرق آن جهان
بر محک زن کار خود ای مرد کار
تا نسازی مسجد اهل ضرار
بس در آن مسجدکنان تسخر زدی
چون نظر کردی تو خود زیشان بدی