دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضی‌الله عنها مصطفی را علیه‌السلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز می‌کنی، چونست؟

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۲ شماره 5541

گفتن عایشه رضی الله عنها مصطفی را علیه السلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز می کنی چونست
عایشه روزی به پیغامبر بگفت
یا رسول الله تو پیدا و نهفت
هر کجا یابی نمازی می کنی
می دود در خانه ناپاک و دنی
گرچه می دانی که هر طفل پلید
کرد مستعمل به هرجا که رسید
گفت پیغامبر که از بهر مهان
حق نجس را پاک گرداند بدان
سجده گاهم را از آن رو لطف حق
پاک گردانید تا هفتم طبق
هان و هان ترک حسد کن با شهان
ور نه ابلیسی شوی اندر جهان
کاو اگر زهری خورد شهدی شود
تو اگر شهدی خوری زهری بود
کاو بدل گشت و بدل شد کار او
لطف گشت و نور شد هر نار او
قوت حق بود مر بابیل را
ور نه مرغی چون کشد مر پیل را
لشکری را مرغکی چندی شکست
تا بدانی کان صلابت از حقست
گر تو را وسواس آید زین قبیل
رو بخوان تو سوره اصحاب فیل
ور کنی با او مری و همسری
کافرم دان گر تو زیشان سر بری