دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۳ شماره 5634

اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام
هین عزیرا در نگر اندر خرت
که بپوسیدست و ریزیده برت
پیش تو گرد آوریم اجزاش را
آن سر و دم و دو گوش و پاش را
دست نه و جزو برهم می نهد
پاره ها را اجتماعی می دهد
در نگر در صنعت پاره زنی
کو همی دوزد کهن بی سوزنی
ریسمان و سوزنی نه وقت خرز
آنچنان دوزد که پیدا نیست درز
چشم بگشا حشر را پیدا ببین
تا نماند شبهه ات در یوم دین
تا ببینی جامعی ام را تمام
تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
همچنانک وقت خفتن آمنی
از فوات جمله حسهای تنی
بر حواس خود نلرزی وقت خواب
گرچه می گردد پریشان و خراب