بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درخت
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۳ شماره 5651
یک درخت شدن آن هفت درخت
گفت راندم پیشتر من نیکبخت
باز شد آن هفت جمله یک درخت
هفت می شد فرد می شد هر دمی
من چه سان می گشتم از حیرت همی
بعد از آن دیدم درختان در نماز
صف کشیده چون جماعت کرده ساز
یک درخت از پیش مانند امام
دیگران اندر پس او در قیام
آن قیام و آن رکوع و آن سجود
از درختان بس شگفتم می نمود
یاد کردم قول حق را آن زمان
گفت النجم و شجر را یسجدان
این درختان را نه زانو نه میان
این چه ترتیب نمازست آنچنان
آمد الهام خدا کای بافروز
می عجب داری ز کار ما هنوز