دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۳ شماره 5683

بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
کی رسدتان این مثلها ساختن
سوی آن درگاه پاک انداختن
آن مثل آوردن آن حضرتست
که بعلم سر و جهر او آیتست
تو چه دانی سر چیزی تا تو کل
یا به زلفی یا به رخ آری مثل
موسیی آن را عصا دید و نبود
اژدها بد سر او لب می گشود
چون چنان شاهی نداند سر چوب
تو چه دانی سر این دام و حبوب
چون غلط شد چشم موسی در مثل
چون کند موشی فضولی مدخل
آن مثالت را چو اژدرها کند
تا به پاسخ جزو جزوت بر کند
این مثال آورد ابلیس لعین
تا که شد ملعون حق تا یوم دین
این مثال آورد قارون از لجاج
تا فرو شد در زمین با تخت و تاج
این مثالت را چو زاغ و بوم دان
که ازیشان پست شد صد خاندان