دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۳ شماره 5719

دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا
موسی آمد در مناجات آن سحر
کای خدا ایمان ازو مستان مبر
پادشاهی کن برو بخشا که او
سهو کرد و خیره رویی و غلو
گفتمش این علم نه درخورد تست
دفع پندارید گفتم را و سست
دست را بر اژدها آنکس زند
که عصا را دستش اژدرها کند
سر غیب آن را سزد آموختن
که ز گفتن لب تواند دوختن
درخور دریا نشد جز مرغ آب
فهم کن والله اعلم بالصواب
او به دریا رفت و مرغ آبی نبود
گشت غرقه دست گیرش ای ودود