بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیهالسلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعبتر چیست
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۴ شماره 5789
سؤال کردن از عیسی علیه السلام کی در وجود از همه صعبها صعب تر چیست
گفت عیسی را یکی هشیار سر
چیست در هستی ز جمله صعب تر
گفتش ای جان صعب تر خشم خدا
که از آن دوزخ همی لرزد چو ما
گفت ازین خشم خدا چبود امان
گفت ترک خشم خویش اندر زمان
پس عوان که معدن این خشم گشت
خشم زشتش از سبع هم در گذشت
چه امیدستش به رحمت جز مگر
باز گردد زان صفت آن بی هنر
گرچه عالم را ازیشان چاره نیست
این سخن اندر ضلال افکندنیست
چاره نبود هم جهان را از چمین
لیک نبود آن چمین ماء معین