دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۵ شماره 5962

قال النبی علیه السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال
گفت پیغمبر که رحم آرید بر
جان من کان غنیا فافتقر
والذی کان عزیزا فاحتقر
او صفیا عالما بین المضر
گفت پیغمبر که با این سه گروه
رحم آرید ار ز سنگید و ز کوه
آنک او بعد از رییسی خوار شد
وآن توانگر هم که بی دینار شد
وآن سوم آن عالمی که اندر جهان
مبتلی گردد میان ابلهان
زانک از عزت به خواری آمدن
هم چو قطع عضو باشد از بدن
عضو گردد مرده کز تن وا برید
نو بریده جنبد اما نی مدید
هر که از جام الست او خورد پار
هستش امسال آفت رنج و خمار
وآنک چون سگ ز اصل کهدانی بود
کی مرورا حرص سلطانی بود
توبه او جوید که کردست او گناه
آه او گوید که گم کردست راه