فصل سی و هشتم - حسامالدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6281
فصل سی و هشتم - حسام الدین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد
حسام الدین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد و با ایشان صحبت کند بحاثی عظیم بود هرجا که رفتی و نشستی به جد بحث و مناظره کردی خوب کردی و خوش گفتی اما چون با درویشان مجالست کرد آن بر دل او سرد شد نبرد عشق را جز عشق دیگر من اراد ان یجلس مع الله تعالی فلیجلس مع اهل التصوف این علمها نسبت به احوال فقرا بازی و عمر ضایع کردن است که انما الدنیا لعب اکنون چون آدمی بالغ شد و عاقل و کامل شد بازی نکند و اگر کند از غایت شرم پنهان کند تا کسی او را نبیند این علم و قال و قیل و هوس های دنیا باد است و آدمی خاک
اما حق تعالی گوید اگر تو از آن منزه شدی و نمی خواهی و بیزاری اما آن وقت در خاطر تو آن گذشته بود برای ما ترک کردی کرم ما بی نهایت است البته آن نیز میسر تو گردانم چنانک مصطفی صلی الله علیه و سلم پیش از وصول و شهرت فصاحت و بلاغت عرب را می دید تمنا می برد که مرا نیز این چنین فصاحت و بلاغت بودی چون او را عالم غیب کشف گشت و مست حق شد بکلی آن طلب و آن تمنا بر دل او سرد شد حق تعالی فرمود که آن فصاحت و بلاغت که می طلبیدی به تو دادم گفت یا رب مرا به چه کار آید آن و فارغم و نخواهم حق تعالی فرمود غم مخور آن
اگر در عالم پای نبودی ایشان این قالب را از کجا شناختندی پس بعضی سخن ها نقد است و بعضی نقل است و به همدیگر می مانند ممیزی می باید که نقد را از نقل بشناسد و تمییز ایمان است و کفر بی تمیزی است نمی بینی که در زمان فرعون چون عصای موسی مار شد و چوب ها و رسن های ساحران مار شدند آنک تمییز نداشت همه را یک لون دید و فرق نکرد وآنک تمییز داشت سحر را از حق فهم کرد و مؤمن شد بواسطه تمییز پس دانستیم که ایمان تمییز است آخر این فقه اصلش وحی بود اما چون به افکار و حواس و تصرف خلق آمیخته شد آن لطف نماند و این ساعت
شیخی بود مریدان را استاده رها کردی دست بسته در خدمت گفتند ای شیخ این جماعت را چرا نمی نشانی که این رسم درویشان نیست این عادت امرا و ملوک است گفت نی خمش کنید من می خواهم که ایشان این طریق را معظم دارند تا برخوردار شوند اگرچه تعظیم در دل است ولکن الظاهر عنوان الباطن معنی عنوان چیست یعنی که از عنوان نامه بدانند که نامه برای کیست و پیش کیست و از عنوان کتاب بدانند که در اینجا چه باب هاست و چه فصل ها از تعظیم ظاهر و سر نهادن و به پا ایستادن معلوم شود که در باطن چه تعظیم ها دارند و چگونه تعظیم می کنند