دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت می‌کند

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6303

فصل شصتم - تواتر شنیدن گوش فعل رؤیت می کند
تواتر شنیدن گوش فعل رؤیت می کند و حکم رؤیت دارد آنچنان که از پدر و مادر خود زادی ترا می گویند که ازیشان زادی تو ندیدی به چشم که ازیشان زادی اما به این گفتن بسیار ترا حقیقت می شود که اگر بگویند که تو ازیشان نزادی نشنوی و همچنان که بغداد و مکه را از خلق بسیار شنیده ای به تواتر که هست اگر بگویند که نیست و سوگند خورند باور نداری پس دانستیم که گوش چون به تواتر شنود حکم دید دارد همچنان که از روی ظاهر تواتر گفت را حکم دید می دهند باشد که یک شخصی را گفت او حکم تواتر دارد که او یکی نیست صدهزار است پس یک
او را همان بهتر که به کاری مشغول باشد و آن غیبت است از نظر به قرص آفتاب و همچنین پیش بیمار ذکر طعام های خوش مهیج است او را در تحصیل قوت و اشتها الا حضور آن اطعمه او را زیان باشد پس معلوم شد که لرزه و عشق می باید در طلب حق هر که را لرزه نباشد خدمت لرزندگان واجب است او را هیچ میوه ای بر تنه درخت نروید هرگز زیرا ایشان را لرزه نیست سر شاخه ها لرزان است اما تنه درخت نیز مقوی ست سر شاخه ها را و به واسطه میوه از زخم تبر ایمن است و چون لرزه تنه درخت به تبر خواهد بودن او را نالرزیدن بهتر و سکون اولی تر ت