دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

فصل شصت و پنجم - سراج‌الدّین گفت که مسأله‌ای گفتم اندرون من درد کرد فرمود

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6308

فصل شصت و پنجم - سراج الدین گفت که مسأله ای گفتم اندرون من درد کرد فرمود
سراج الدین گفت که مسأله ای گفتم اندرون من درد کرد فرمود آن موکلی است که نمی گذارد که آن را بگویی اگرچه آن موکل را محسوس نمی بینی ولیکن چون شوق و راندن و الم می بینی دانی که موکلی هست مثلا در آبی می روی نرمی گل ها و ریحان ها به تو می رسد و چون طرف دیگر می روی خارها در تو می خلد معلوم شد که آن طرف خارستان است و ناخوشی و رنج است و آن طرف گلستان و راحت است اگرچه هر دو را نمی بینی این را وجدانی گویند از محسوس ظاهرترست مثلا گرسنگی و تشنگی و غضب و شادی جمله محسوس نیستند اما از محسوس ظاهرتر شد زیرا اگر