دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۱

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 1

اوّلِ دفتر به نام ایزدِ دانا
صانِع، پروردگار، حیِّ توانا
اکبر و اعظم، خدایِ عالم و آدم
صورتِ خوب آفرید و سیرتِ زیبا
از دَرِ بخشندگی و بنده‌نوازی
مرغِ هوا را نصیب و ماهیِ دریا
قسمتِ خود می‌خورند، مُنعِم و درویش
روزیِ خود می‌برند پشّه و عَنقا
حاجتِ موری به علمِ غیب بداند
در بُنِ چاهی به زیرِ صخرهٔ صَمّا
جانور از نطفه می‌کند، شکر از نی
برگِ تر از چوبِ خشک و چشمه ز خارا
شربتِ نوش آفرید از مگسِ نَحْل
نَخل تناور کند ز دانهٔ خرما
از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق
از همه عالم نهان و بر همه پیدا
پرتوِ نورِ سُرادِقاتِ جَلالش
از عظمت، ماورایِ فکرتِ دانا
خود، نه زبان در دهانِ عارفِ مدهوش
حمد و ثنا می‌کند، که موی بر اعضا
هر که نداند سپاسِ نعمتِ امروز
حیف خورد، بر نصیبِ رحمتِ فردا
بار خدایا! مُهَیْمِنی و مُدَبِّر
وز همه عیبی مقدّسی و مُبَرّا
ما نتوانیم، حَقِ حَمدِ تو گفتن
با همه کَرّوبیانِ عالمِ بالا
سعدی از آن جا که فهمِ اوست سخن گفت
وَر نه کمالِ تو، وَهْم، کی رسد آن جا؟

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.