دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
حکیم عمر خیام نیشابوری

حکیم عمر خیام نیشابوری

قرن پنجم و ششم هجری (نیشابور)

غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زاده ۴۳۹ ه‍.ق – درگذشته ۵۱۷ ه‍.ق)، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای نامدار ایرانی در دوره سلجوقی است که آوازه رباعیات جهان‌شمول او سراسر گیتی را فراگرفته است.

رباعیات اصیل خیام (۱۷۸ رباعی فروغی-غنی) (178)
رباعی شماره 1 (برخیز و بیا بتا برای دل ما...) #1 رباعی شماره 2 (چون عهده نمی‌شود کسی فردا ...) #2 رباعی شماره 3 (قرآن که مهین کلام خوانند آ...) #3 رباعی شماره 4 (گر می نخوری طعنه مزن مستان...) #4 رباعی شماره 5 (هر چند که رنگ و بوی زیباست...) #5 رباعی شماره 6 (ماییم و می و مطرب و این کن...) #6 رباعی شماره 7 (آن قصر که جمشید در او جام ...) #7 رباعی شماره 8 (ابر آمد و باز بر سر سبزه گ...) #8 رباعی شماره 9 (اکنون که گل سعادتت پربار ا...) #9 رباعی شماره 10 (امروز تو را دسترس فردا نیس...) #10 رباعی شماره 11 (ای آمده از عالم روحانی تفت...) #11 رباعی شماره 12 (ای چرخ فلک خرابی از کینه ت...) #12 رباعی شماره 13 (ای دل چو زمانه می‌کند غمنا...) #13 رباعی شماره 14 (این بحر وجود آمده بیرون ز ...) #14 رباعی شماره 15 (این کوزه چو من عاشق زاری ب...) #15 رباعی شماره 16 (این کهنه رباط را که عالم ن...) #16 رباعی شماره 17 (این یک دو سه روز نوبت عمر ...) #17 رباعی شماره 18 (بر چهره گل نسیم نوروز خوش ...) #18 رباعی شماره 19 (پیش از من و تو لیل و نهاری...) #19 رباعی شماره 20 (تا چند زنم به روی دریاها خ...) #20 رباعی شماره 21 (ترکیب پیاله‌ای که درهم پیو...) #21 رباعی شماره 22 (ترکیب طبایع چو به کام تو د...) #22 رباعی شماره 23 (چون ابر به نوروز رخ لاله ب...) #23 رباعی شماره 24 (چون بلبل مست راه در بستان ...) #24 رباعی شماره 25 (چون چرخ به کام یک خردمند ن...) #25 رباعی شماره 26 (چون نیست حقیقت و یقین اندر...) #26 رباعی شماره 27 (چون نیست ز هر چه هست جز با...) #27 رباعی شماره 28 (خاکی که به زیر پای هر نادا...) #28 رباعی شماره 29 (خورشید کمند صبح بر بام افک...) #29 رباعی شماره 30 (در خواب بدم مرا خردمندی گف...) #30 رباعی شماره 31 (در دایره‌ای که آمد و رفتن ...) #31 رباعی شماره 32 (در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش...) #32 رباعی شماره 33 (دهقان قضا بسی چو ما کشت و ...) #33 رباعی شماره 34 (رندی دیدم نشسته بر خنگ زمی...) #34 رباعی شماره 35 (روزی‌ست خوش و هوا نه گرم ا...) #35 رباعی شماره 36 (دریاب که از روح جدا خواهی ...) #36 رباعی شماره 37 (ساقی گل و سبزه بس طربناک ش...) #37 رباعی شماره 38 (عمریست مرا تیره و کاریست ن...) #38 رباعی شماره 39 (فصل گل و طرف جویبار و لب ک...) #39 رباعی شماره 40 (گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست ...) #40 رباعی شماره 41 (گر می نخوری ز بهر تزویر و ...) #41 رباعی شماره 42 (گویند مرا که دوزخی باشد مس...) #42 رباعی شماره 43 (من هیچ ندانم که مرا آنکه س...) #43 رباعی شماره 44 (مهتاب به نور دامن شب بشکاف...) #44 رباعی شماره 45 (می خوردن و شاد بودن آیین م...) #45 رباعی شماره 46 (می نوش که عمر جاودانی این ...) #46 رباعی شماره 47 (هنگام سپیده‌دم خروس سحری...) #47 رباعی شماره 48 (یاران موافق همه از دست شدن...) #48 رباعی شماره 49 (در هر دشتی که لاله‌زاری بو...) #49 رباعی شماره 50 (هر ذره که در خاک زمینی بود...) #50 رباعی شماره 51 (هر سبزه که بر کنار جویی رس...) #51 رباعی شماره 52 (یک جرعه می ز ملک کاووس به ...) #52 رباعی شماره 53 (چون عمر به سر رسد چه شیرین...) #53 رباعی شماره 54 (آنان که محیط فضل و آداب شد...) #54 رباعی شماره 55 (آن را که به صحرای علل تاخت...) #55 رباعی شماره 56 (آن‌ها که کهن شدند و این‌ها...) #56 رباعی شماره 57 (آنکس که زمین و چرخ و افلاک...) #57 رباعی شماره 58 (از آمدنم نبود گردون را سود...) #58 رباعی شماره 59 (از رنج کشیدن آدمی حر گردد...) #59 رباعی شماره 60 (اسرار ازل را نه تو دانی و ...) #60 رباعی شماره 61 (ای بس که نباشیم و جهان خوا...) #61 رباعی شماره 62 (این اهل قبور خاک گشتند و غ...) #62 رباعی شماره 63 (این چرخ فلک که ما در او حی...) #63 رباعی شماره 64 (این قافله عمر عجب می‌گذرد...) #64 رباعی شماره 65 (بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد...) #65 رباعی شماره 66 (بر گیر و بدست نه که ایام ن...) #66 رباعی شماره 67 (بر مفرش خاک خفتگان می‌بینم...) #67 رباعی شماره 68 (بر من قلم قضا چو بی من ران...) #68 رباعی شماره 69 (پیری دیدم به خانه خماری...) #69 رباعی شماره 70 (تا زهره و مه در آسمان گشت ...) #70 رباعی شماره 71 (جز راه قلندران میخانه مپوی...) #71 رباعی شماره 72 (جامی است که عقل آفرین می‌ز...) #72 رباعی شماره 73 (چندان که نگاه می‌کنم هر سو...) #73 رباعی شماره 74 (چون عاقبت کار جهان نیستی ا...) #74 رباعی شماره 75 (چون مرده شوم خاک مرا گم سا...) #75 رباعی شماره 76 (خیام اگر ز باده مستی خوش ب...) #76 رباعی شماره 77 (خیام تنت به خیمه‌ای ماند ر...) #77 رباعی شماره 78 (دارنده چو ترکیب طبایع آراس...) #78 رباعی شماره 79 (دانی ز چه رو همی‌کنم ناله ...) #79 رباعی شماره 80 (در پرده اسرار کسی را ره نی...) #80 رباعی شماره 81 (دل گفت مرا علم لدنی هوس اس...) #81 رباعی شماره 82 (دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماس...) #82 رباعی شماره 83 (رندی دیدم نشسته بر خنگ زمی...) #83 رباعی شماره 84 (زان پیش که بر سرت شبیخون آ...) #84 رباعی شماره 85 (ساقی غم فردای قیامت چه خور...) #85 رباعی شماره 86 (سرمایه ز دست رفت و حاصل نر...) #86 رباعی شماره 87 (سنگی ز سبوی پیر دهقان بشکس...) #87 رباعی شماره 88 (صافی بستان و درده این درد ...) #88 رباعی شماره 89 (صانع چو جهان را به تماشا آ...) #89 رباعی شماره 90 (عالم اگر از توست به یک ارز...) #90 رباعی شماره 91 (عیشی است در این دیر که نام...) #91 رباعی شماره 92 (فردا که قیامت آشکارا گردد...) #92 رباعی شماره 93 (قضا چو ز سرنوشت ناچار بود...) #93 رباعی شماره 94 (قومی متفکرند اندر ره دین...) #94 رباعی شماره 95 (گر بر فلکم دست بدی چون یزد...) #95 رباعی شماره 96 (گر دست دهد ز مغز گندم نانی...) #96 رباعی شماره 97 (گر زانکه غم جهان نداری به ...) #97 رباعی شماره 98 (گر یک نفست ز زندگانی گذرد...) #98 رباعی شماره 99 (گویند بهشت و حور عین خواهد...) #99 رباعی شماره 100 (ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌با...) #100 رباعی شماره 101 (ماییم که اصل شادی و کان غم...) #101 رباعی شماره 102 (مرغی دیدم نشسته بر باره طو...) #102 رباعی شماره 103 (مستان که ز خود بی‌خبر و مد...) #103 رباعی شماره 104 (من بی می ناب زیستن نتوانم...) #104 رباعی شماره 105 (می لعل مذاب است و صراحی کا...) #105 رباعی شماره 106 (ناآمده‌گان اگر بدانند که م...) #106 رباعی شماره 107 (نتوان دل شاد را به غم فرسو...) #107 رباعی شماره 108 (نیکی و بدی که در نهاد بشر ...) #108 رباعی شماره 109 (هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیا...) #109 رباعی شماره 110 (هر سبزه که بر کنار جویی دی...) #110 رباعی شماره 111 (هنگام صبوح ای صنم فرخ‌فال...) #111 رباعی شماره 112 (یک چند به کودکی به استاد ش...) #112 رباعی شماره 113 (یک قطره آب بود با دریا شد...) #113 رباعی شماره 114 (آن مایه ز دنیا که خوری یا ...) #114 رباعی شماره 115 (از آمدن بهار و از رفتن دی...) #115 رباعی شماره 116 (از کوزه‌گری کوزه خریدم بار...) #116 رباعی شماره 117 (ای آنکه نتیجه چهار و هفتی...) #117 رباعی شماره 118 (ای بی‌خبران شکل مجسم هیچ ا...) #118 رباعی شماره 119 (ای پیر خردمند پگاه تر بر خ...) #119 رباعی شماره 120 (ای چرخ فلک من نه سزاوار جف...) #120 رباعی شماره 121 (ای دوست بیا تا غم فردا نخو...) #121 رباعی شماره 122 (این چرخ فلک که ما در او حی...) #122 رباعی شماره 123 (برخیز ز خواب تا شرابی بخور...) #123 رباعی شماره 124 (برخیزم و عزم باده ناب کنم...) #124 رباعی شماره 125 (بنگر ز جهان چه طرف بربستی ...) #125 رباعی شماره 126 (تا دست بر اتفاق بر هم ننهی...) #126 رباعی شماره 127 (چون چرخ به گرد دهر گردان گ...) #127 رباعی شماره 128 (چون نیست ز هرچه رفت بازآمد...) #128 رباعی شماره 129 (چندان که جهان به کار من می...) #129 رباعی شماره 130 (خیزید و صبوحی به می ناب زن...) #130 رباعی شماره 131 (در باغ جهان چو غنچه نشکفت ...) #131 رباعی شماره 132 (در دایره سپهر ناپیدا گور...) #132 رباعی شماره 133 (دریاب که عمر بر سر باد برف...) #133 رباعی شماره 134 (زان باده که جان پرور و شاد...) #134 رباعی شماره 135 (ساقی به کرم قدح به دستم در...) #135 رباعی شماره 136 (از دی که گذشت هیچ از او یا...) #136 رباعی شماره 137 (ای دیده اگر کور نه‌ای گور ...) #137 رباعی شماره 138 (برخیز و مخور غم جهان گذران...) #138 رباعی شماره 139 (چون حاصل آدمی در این شورست...) #139 رباعی شماره 140 (در کارگه کوزه‌گری کردم رای...) #140 رباعی شماره 141 (دی کوزه‌گری بدیدم اندر باز...) #141 رباعی شماره 142 (زان باده که عمر جاودانی اس...) #142 رباعی شماره 143 (ساقی گل و سبزه بس طربناک ش...) #143 رباعی شماره 144 (طبعم به جهان جز پی خرسندی ...) #144 رباعی شماره 145 (گر باده خوری به هوشمندان خ...) #145 رباعی شماره 146 (گل گفت که من یوسف کنعان جه...) #146 رباعی شماره 147 (گویند که فردا به بهشت آیی ...) #147 رباعی شماره 148 (یک نان به دو روز گر شود حا...) #148 رباعی شماره 149 (آن قصر که با چرخ همی‌زد په...) #149 رباعی شماره 150 (از آمدن و رفتن ما سودی کو...) #150 رباعی شماره 151 (از تن چو برفت جان پاک من و...) #151 رباعی شماره 152 (می خور که فلک بهر هلاک من ...) #152 رباعی شماره 153 (از هرچه بجز می است کوتاهی ...) #153 رباعی شماره 154 (بنگر ز صبا دامن گل چاک شده...) #154 رباعی شماره 155 (تا کی غم آن خورم که دارم ی...) #155 رباعی شماره 156 (یک جرعه می کهن ز ملک ری به...) #156 رباعی شماره 157 (آن مایه ز دنیا که خوری یا ...) #157 رباعی شماره 158 (از آمدن بهار و از رفتن دی...) #158 رباعی شماره 159 (از کوزه‌گری کوزه خریدم بار...) #159 رباعی شماره 160 (ای آنکه نتیجه چهار و هفتی...) #160 رباعی شماره 161 (ای چرخ فلک نه از تو شادی د...) #161 رباعی شماره 162 (ای دل همه اسباب جهان بر با...) #162 رباعی شماره 163 (ای دوست حقیقت شنو از من سخ...) #163 رباعی شماره 164 (ای دل تو به اسرار معما نرس...) #164 رباعی شماره 165 (بر مفرش خاک خفتگان می‌بینی...) #165 رباعی شماره 166 (بردار پیاله و سبو ای دلجوی...) #166 رباعی شماره 167 (بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی...) #167 رباعی شماره 168 (چون چرخ به گرد دهر بی من گ...) #168 رباعی شماره 169 (چون نیست مقام ما در این ده...) #169 رباعی شماره 170 (خوش باش که پخته‌اند سودای ...) #170 رباعی شماره 171 (در کارگه کوزه‌گری کردم رای...) #171 رباعی شماره 172 (در گوش دلم گفت فلک پنهانی...) #172 رباعی شماره 173 (زان کوزه می که نیست در وی ...) #173 رباعی شماره 174 (گر آمدنم به خود بدی نآمدمی...) #174 رباعی شماره 175 (گر دست دهد ز مغز گندم نانی...) #175 رباعی شماره 176 (گر کار فلک به عدل سنجیده ب...) #176 رباعی شماره 177 (هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیا...) #177 رباعی شماره 178 (یک قطره آب بود با دریا شد...) #178