دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۳۷

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 37

مپندار از لب شیرین عبارت
که کامی حاصل آید بی‌مرارت
فراق افتد میان دوستداران
زیان و سود باشد در تجارت
یکی را چون ببینی کشتهٔ دوست
به دیگر دوستانش ده بشارت
ندانم هیچکس در عهد حسنت
که بادل باشد الا بی‌بصارت
مرا آن گوشهٔ چشم دلاویز
به کشتن می‌کند گویی اشارت
گر آن حلوا به دست صوفی افتد
خداترسی نباشد روز غارت
عجب دارم درون عاشقان را
که پیراهن نمی‌سوزد حرارت
جمال دوست چندان سایه انداخت
که سعدی ناپدید ست از حقارت

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.