دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۱۳۴

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 134

دلی که دید، که پیرامُن خطر می‌گشت؟
چو شمع زار و چو پروانه در به در می‌گشت
هزار گونه غم از چپ و راست دامن‌گیر
هنوز در تک و پوی غمی دگر می‌گشت
سرش مدام ز شور شرابِ عشق خراب
چو مست دائم از آن گِرد شور و شر می‌گشت
چو بی‌دلان همه در کار عشق می‌آویخت
چو ابلهان همه از راه عقل برمی‌گشت
ز بخت، بی‌ره و آیین و پا و سر می‌زیست
ز عشق، بی‌دل و آرام و خواب و خور می‌گشت
هزار بارش از این پند بیشتر دادم
که گِرد بیهده کم گَرد و بیشتر می‌گشت
به هر طریق که باشد نصیحتش مکنید
که او به قول نصیحت‌کنان بَتَر می‌گشت

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.