دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۲۲۴

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 224

گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اند
بلبلان را در سماع آورده‌اند
ساقیان لاابالی در طواف
هوش میخواران مجلس برده‌اند
جرعه‌ای خوردیم و کار از دست رفت
تا چه بی هوشانه در می کرده‌اند
ما به یک شربت چنین بیخود شدیم
دیگران چندین قدح چون خورده‌اند
آتش اندر پختگان افتاد و سوخت
خام طبعان همچنان افسرده‌اند
خیمه بیرون بر که فراشان باد
فرش دیبا در چمن گسترده‌اند
زندگانی چیست مردن پیش دوست
کاین گروه زندگان دل مرده‌اند
تا جهان بودست جَمّاشان گل
از سلحداران خار آزرده‌اند
عاشقان را کشته می‌بینند خلق
بشنو از سعدی که جان پرورده‌اند

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.