قلم:
غزل شمارهٔ ۲۴۱
شیخ اجل مصلحالدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 241
میل بین کآن سروبالا میکند
سرو بین کآهنگ صحرا میکند
میل از این خوشتر نداند کرد سرو
ناخوش آن میل است کز ما میکند
حاجت صحرا نبود آیینه هست
گر نگارستان تماشا میکند
غافلست از صورت زیبای او
آن که صورتهای دیبا میکند
من هم اّول روز دانستم که عشق
خون مباح و خانه یغما میکند
صبر هم سودی ندارد کآب چشم
راز پنهان آشکارا میکند
گر مراد ما نباشد گو مباش
چون مراد اوست، هِل تا میکند
یار زیبا گر بریزد خون یار
زشت نتْوان گفت زیبا میکند
سعدیا بعد از تحمل چاره نیست
هر ستم کآن دوست با ما میکند
تا مگس را جان شیرین در تنست
گرد آن گردد که حلوا میکند
✨ تعبیر و پیام شعر:
حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیکنامی و پرهیز از مردمآزاری.