دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۳۱۴

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 314

مبارک‌تر شب و خرم‌ترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
دهل‌زن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
مه است این؟ یا ملک؟ یا آدمی‌زاد؟
پری؟ یا آفتابِ عالم‌افروز؟
ندانستی که ضدان در کمینند
نکو کردی علی‌رغم بدآموز
مرا با دوست ای دشمن وصال است
تو را گر دل نخواهد؛ دیده بردوز
شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهان‌سوز
گر آن شب‌های با وحشت نمی‌بود
نمی‌دانست سعدی قدر این روز

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.