قلم:
غزل شمارهٔ ۳۴۴
شیخ اجل مصلحالدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 344
ساقی بده آن شراب گلرنگ
مطرب بزن آن نوایْ بر چنگ
کز زهد ندیدهام فتوحی
تا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
خون شد دل من ندیده کامی
اِلّا که برفت نام با ننگ
عشق آمد و عقل همچو بادی
رفت از بر من هزار فرسنگ
ای زاهد خرقهپوش تا کی
با عاشق خستهدل کنی جنگ؟
گِرد دو جهان بگشته عاشق
زاهد بنگر نشسته دلتنگ
من خرقه فکندهام ز عشقت
باشد که به وصل تو زنم چنگ
سعدی همه روز عشق میباز
تا در دو جهان شوی به یک رنگ
✨ تعبیر و پیام شعر:
حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیکنامی و پرهیز از مردمآزاری.