دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۳۸۲

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 382

من چون تو به دلبری ندیدم
گل‌برگ، چنین طری ندیدم
مانند تو آدمی در آفاق
ممکن نبود، پری ندیدم
وین بوالعجبی و چشم‌بندی
در صنعت سامری ندیدم
با روی تو ماه آسمان را
امکان برابری ندیدم
لعلی چو لب شکرفشانت
در کلبهٔ جوهری ندیدم
چون دُرِّ دو رستهٔ دهانت
نظمِ سخنِ دَری ندیدم
مه را که خَرَد که من به کرّات
مه دیدم و مشتری ندیدم
وین پردهٔ راز پارسایان
چندان که تو می‌دری، ندیدم
دیدم همه دلبران آفاق
چون تو به دلاوری ندیدم
جوری که تو می‌کنی در اسلام
در ملت کافری ندیدم
سعدی! غم عشق خوب‌رویان
چندان که تو می‌خوری ندیدم
دیدم همه صوفیان آفاق
مثل تو قلندری ندیدم

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.