دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۴۲۷

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 427

من از این جا به ملامت نروم
که من این جا به امیدی گروم
گر به عقلم سخنی می‌گویند
بیم آن است که دیوانه شوم
گوش دل رفته به آواز سماع
نتوانم که نصیحت شنوم
همه گو باد ببر خرمن عمر
دو جهان بی تو نیرزد دو جوم
دوستان عیب و ملامت مکنید
کآن چه خود کاشته باشم، دِروم
من بیچارهٔ گردن به کمند
چه کنم گر به رکابش نروم؟
سعدیا گفت «به خوابم بینی»
بی‌وفا یارم اگر می‌غنوم

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.